تبلیغات
گاه نوشته های یک دانشجوی پزشکی - تراوشات شبانه

زندگی را نفسی ست ارزش غم خوردن نیست

تراوشات شبانه

نویسنده :parva
تاریخ:دوشنبه 18 دی 1396-02:04 ق.ظ

امشب از اون شبایی که دوست دارم هر چیز که رو دوشمه بذارم زمین برم واسه یه مدت یه جای خیلی دور که از همه ادما و سیاهیای این دنیا دور بشم خستم ،یه خستگی که نه با خوابیدن برطرف میشه نه با ماسک خوشی وتطاهر به شاد بودن ..بعد امتحان غدد دیگه حوصله ندارم حتی لای کتابامو باز کنم چه برسه به اینکه بخوام جراحیو شروع کنم اونم تو حکومت نظامی گروه جراحی الان رسیدم به حالتی که دیگه دیدن بیمارستانم حالمو بد میکنه کاش میشد یه مدت مرخصی میگرفتم اما نمیدونم درسته یا نه ولی دارم جوونیمو بهترین روزای عمرمو لا به لای کتابا وجزوه ها وشرح حالا جا میذارم وبه امید اینده بهتر خودمو امیدواری میدم 
پ.ن:اگه واقعا میخواد چرا دست دست میکنه دیگه وقت نیست نمیدونم شایدم اینا خزعبلات وتوهمات ذهنمه و اون کلا جای دیگه ای سیر میکنه
پ.ن:الان یه چیزی مینویسم فردا خودم شاید بهش بخندم پس توجهی بهشون نکنید
پ.ن:همچنان مصرم به "ان مع العسر یسری" ولی کیشو خدا بهتر میدونه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
معلوم الحال
دوشنبه 2 بهمن 1396 07:01 ب.ظ
چه عجب نوشتی
بخون. خستگی رو بزار کنار. آخر قصه ت مطمئنن خوشه
گل ناز
دوشنبه 18 دی 1396 10:50 ق.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین و با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرم گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر